گفتوگو با عبدالرحیم برنا صالحی، نویسنده و استاد دانشگاه
اشاره: از «عیاری تا سیاستورزی» کتابیست که به شخصیت و کارکرد مارشال فهیم و کارنامۀ مبارزاتی، سیاسی، نظامی و مردمی او پرداخته است.
کتابی در دو قسمت (سیاستورزی و عیاری) که قسمت نخست دارای چهار فصل و قسمت دوم دارای دو عنوان (جنبهٔ دیگر و سخن آخر) بوده که جمعاً یکصد و ده صفحه را احتوا می کند.
کتاب مذکور فشردهٔ خاطرات عبدالرحیم برنا صالحی یکی از دستیاران مارشال محمدقسیم فهیم میباشد که مدت سیزده سال را از نزدیک با او کار کرده است.
این کتاب که در بهار ۱۴۰۳ هجری خورشیدی از نشانی انتشارات پرند در کابل به چاپ رسیده است؛ زوایای گوناگون شخصیت مارشال فهیم را به صورت خلاصه و با ذکر وقایعی از دورههای متفاوت حیات سیاسی و مبارزاتی او به تصویر کشیده است که برای خواننده خالی از جذابیت نیست.
برای دانستن چرایی و چگونگی انتشار این کتاب با آقای برنا صالحی، گفتوگویی انجام دادهایم که اینک آن را میخوانید:
*در آغاز لطفاً بگویید که این کتاب را چرا و چه زمانی نوشتید؟
بهنام و یاد خداوند بزرگ. من نوشتن این کتاب را یکسال پس از رحلت مارشال افغانستان آغاز کردم، البته در آن زمان عنوان کتاب «مارشال فهیم؛ تلفیقی از عیاری و سیاستورزی» بود؛ اما با مرور زمان و وقتی خاطرات خود را مارشال فهیم مرور کردم که بخش زیادی از این خاطرات نزد من یادداشت شده بود که من آن را از لا بهلای یادداشتهای روزانۀ خود تکمیل کردم و نام آن را «مارشال فهیم در خاطرات من» انتخاب کردم. در آن زمان فرصت برای چاپ کتاب فراهم نشد و سرانجام، در سال 1403 هجری خورشیدی، زمینه فراهم شد تا این کتاب را به چاپ برسانم. منظور من از نشر این کتاب این است تا واقعیتهای یک دورۀ از تاریخ سیاسی افغانستان به آینده منتقل شود و خصوصیات مارشال فهیم منحیث یک شخصیتی که در ارتباط به برخی مسایل مهم شخصیتی و کاریش مبهم مانده است، حرفهایی گفته شود و مواردی که وجود داشته به بیان گرفته شود. از جهتی هم، یک کارکردی در جریان دو-سه سالی که بنده هم مصروفیت خاصی نداشتم، از آدرس من بیرون داده شده باشد تا خلاء بیدستآوردی مرا هم جبران کرده باشد.
*از آشناییتان با مارشال محمدقسیم فهیم برای ما بگویید و این که نوشتن این کتاب در شرایط فعلی افغانستان چه اهمیتی دارد؟
شناخت خانوادهگی ما بهویژه پدرم با خانوادۀ مارشال فهیم وجود داشت. پدر مارشال فهیم یکی از شخصیتهای بسیار شناخته شده در سطح پنجشیر بود؛ او روحانی بود، صاحب مهمانخانه بود، از حیث مروت و مدارا زبانزد مردم در پنجشیر بود و مولوی متین را همه میشناختند؛ اما مارشال فهیم بعداً از جریان مجاهدین شناخته شد و تلاشی که انجام داد و زحماتی را که متقبل شد و کارکردهایی که داشت خود را تا سطح مارشالی بالا آورد. او به حیث شخص دوم در جبهۀ شورای نظار، دولت اسلامی و بعد از شهادت احمدشاه مسعود نفر دوم ممکلت تا زمان رحلتش بود. او شخصیت موثر و قابل ملاحظه هم برای مردم افغانستان و هم برای جامعۀ بینالمللی که در افغانستان حضور داشتند، محسوب میشد. به این لحاظ، نوشتن خاطراتی از مارشال فهیم برای آیندهگان میتواند آموزنده باشد و از موفقیتهایش و خصوصیاتی که باعث رضایت مردم شده و تبعات مثبت را در قبال داشته است و به تبع آن، اثرات مثبتش به جامعه رسیده است و از جهتی، اشتباهاتی که وجود داشته و ضعفهایی که در کارها وجود داشته و برنامهریزیها و محاسباتی که دقیق نبوده اند نیز آموزنده است و برای نسلی به سیاست علاقه دارد و آنچه که در کشورش اتفاق میافتد، دیدگاه و قضاوت خود را داشته باشد، بسیار حایز اهمیت است. بهویژه کارنامۀ مارشال محمدقسیم فهیم که در یک مرحلۀ از تاریخ محل قضاوتهای گوناگون مثبت و منفی بوده و تا امروز این قضاوتها ادامه داشته است و همچنان کارکردش به عنوان کسی که از نزدیک با او زندهگی و کار کردهام میتواند روشنگرانه باشد.
*اگر در این بخش از گفتوگو برای ما راجع به جایگاه مارشال افغانستان در میان همنسلانش بگویید چه خواهد بود و این که از میراث مارشال فهیم برای افغانستان چه بود؟
اگر شخصیت مارشال محمدقسیم فهیم را به عنوان یک چهرۀ سیاسی مورد مطالعه قرار دهیم، میراث ارزشمندی از او باقی مانده است که تحملپذیری و عدم تعصبورزی و دیدن افغانستان به حیث خانۀ مشترک همۀ شهروندان آن میباشد. دورنگری، حوصلهمندی، شجاعت، برخورد نیک با مردم، مردمداری به شیوهیی که فرهنگ بومی مردم افغانستان تقاضا میکند و رعایت عرف و عنعنات پسندیدۀ جامعۀ ما نیز شامل آن میشود؛ اما از حیث این که مارشال افغانستان را هم به عنوان یک شخصیت عیار و هم یک شخصیت سیاسی بنگریم، میراثش ماندگارتر و بهیادمانیتر است چون قضاوتهای منفی زیادی را بر نمیانگیزد. بُعد سیاسی قضاوتهای منفی زیادی هم دارد و همیش مثبت نیست، اما در بُعد مردمی و اجتماعی و به مفهوم سنتی مساله، مارشال فهیم میراثی چون جوانمردی، سخاوت، رفیقپروری، خوشمجلس بودن، علاقهمند بودن به رسوم و عادت مردم و حتا بازیهای عنعنهیی و سنتی مردم داشت. به نحوی از انحا خود را متعلق به همه مردم افغانستان دانستن این ویژهگیها داشت و از صمیم قلب در پی آن بود تا این ویژهگیها در خود تقویت کند. در این زمینهها هر که با او نشسته و مدتی را سپری کرده از این میراث بهره گرفته و از آن به عنوان رفتار خود، خاطره و ویژهگیهایی از شخصیتش یاد میکند.
*در آخر اگر برای ما بگویید که مارشال فهیم یک نظامی موفق بود، یک سیاستمدار و یا یک عیار مردمگرا و مردمپسند؟
به نظر بنده مارشال فهیم یک شخصیت نظامی برجسته بود. در جنگها و کشوقوسهایی که حرف از مصالحه و گفتوگو بیرون میشد و همچنان او یک شخصیت سیاسی بود، مردمداری خوبی داشت و زمانی که در حکومت حضور داشت، توازن قوا از هر حیث در نظام در وجود او تمثیل و حفظ میشد و همینگونه در تعامل با دنیا و سایر جریانهایی که در داخل افغانستان و در شرایط حساسی که پیش از آن در کشور تجربه نشده بود، مارشال فهیم یک چهرۀ موفق بود، اما از نظر من نسبت به همۀ این موارد جنبۀ عیاری و جوانمردیاش حایز اهمیت بلندی است چون ایشان در زمانی این ویژهگی را داشت که هم سیاستمدار زیرا سیاستمداران در چنان جایگاهی از داشتن این ویژهگی حذر میکنند و گوشه میگیرند و کوشش میکنند به نحوی آن را فراموش کنند. در ضمن، در گفتمان سیاسی مدرن هم این ویژهگی اهمیت چندانی ندارد، اما مارشال فهیم عمداً این ویژهگی را که داشت بیشتر پرورش میداد و در خود حفظ میکرد حتا اگر در جایی آن جنبههای سیاسی، اداری و سازمانیاش را زیر پرسش هم میبرد.
نویسنده: حسیبالله حاجی زاده