این متن سخنان دگرجنرال عبدالنصیر ضیایی، فرمانده فرقۀ پیشین 111 کابل است که در برنامهیی به مناسبت نهمین سالیاد رحلت مارشال افغانستان داشتند. این برنامه از سوی جوانان در شبکۀ اجتماعی تویتر/ایکس برگزار شده بود.
بسمالله الرحمن الرحیم. سلام خدمت شما و همه مهمانان برنامه؛ به روح همه شهدای افغانستان در دوران جهاد، مقاومت و نیروهای دفاعی و امنیتی کشور درود میفرستم. سپاسگزارم از کسانی که به مناسبت ارتحال ملکوتی مارشال افغانستان چنین برنامهیی را برگزار کردهاند.
برادران و خواهران گرامی!
شکی نیست که افغانستان در مقاطع مختلف تاریخی دستخوش حوادث بوده است. این حوادث بر مردم افغانستان تحمیل شده که ما در اینجا در درازنای تاریخ این حوادث را بررسی نمیکنیم و تنها در دورۀ جهاد، مقاومت و دورۀ سازندهگی افغانستان را به بحث میگیریم و این که کارکردهای مارشال صاحب در این دورهها چگونه بوده است.
مارشال محمدقسیم فهیم را پیش از جهاد و کودتای کمونیستی به عنوان یک متعلم و دانشجو در مدرسۀ ابوحنیفه میشناسیم که ایشان جوانی بودند در مدرسۀ ابوحنیفه درس میخواندند. در دورۀ جهاد که مردم افغانستان با دستان خالی در برابر کودتای کمونیستی و تجاوز اتحاد جماهیر شوروی به پا خاستند. مارشال صاحب از همان جوانی مکتب را ترک گفت و به صف جهاد پیوست. آغاز جهادش از مناطق جنوب خصوصاً از کنر آغاز شد. زمانی که از مردم شریف کنر بپرسید، همه از مارشال محمدقسیم فهیم به نیکویی یاد میکنند. مارشال صاحب نیز خاطراتی زیادی از دوران جهاد داشتند و همیشه از این خاطرات در ولایتهای کنر و نورستان یاد میکردند. زمانی که به پنجشیر برگشتند تحت قیادت شهید احمدشاه مسعود، قهرمان ملی افغانستان به مبارزه ادامه دادند که در آن زمان جبهۀ پنجشیر یکی از سنگرهای معروف و مهم جهاد مردم بود. یکی از دورههایی که مردم کنار هم جمع شدند و با همگرایی کامل به مبارزه پرداختند، دورۀ جهاد بود. مارشال محمدقسیم فهیم در کنار شهید احمدشاه مسعود به بسیج مردم بهویژه جوانان پرداخت تا زمانی که ساحۀ حضور و نفوذ جبهات با گذشت هر روز گستردهتر شد. مارشال محمدقسیم فهیم در جبهۀ پروان-کاپیسا از سوی حزب جمعیت اسلامی افغانستان که توسط قهرمان ملی کشور رهبری میشد، تلاشهای زیادی برای انسجام مردم و گسترش مبارزه انجام داد تا این که شورای نظار جمعیت اسلامی افغانستان شکل گرفت و ایشان همچنان به عنوان یکی از چهرههای مهم برجسته که در کمیتۀ سیاسی این شورا فعالیت داشتند، به تلاش و مبارزه ادامه دادند. مارشال فهیم میکوشید تا یک همگرایی را در بستر و گسترۀ جهاد ایجاد کند. این تلاشها قطع نظر از این که با کدام زبان صحبت میکند و مربوط به کدام تنظیم و حزب میباشد، ادامه داشت و مارشال صاحب در زونها با احزاب و اقوام مختلف رابطههای بسیار تنگاتنگی ایجاد کرده بود چون جهاد یک فرایند ارزشی-اعتقادی هم بود که هم به لحاظ ملی با اقوام، به لحاظ سیاسی با احزاب و به لحاظ اعتقادی با تمام مجاهدین افغانستان رابطهیی را مبتنی بر استراتژییی که در چارچوب شورای نظار جمعیت اسلامی افغانستان تدوین شده بود، کار میکردند. فراموش ما نشود که شورای نظار متشکل از فرماندهان احزاب مختلف جهادی بود که توانست سهم بسیار برجسته و مهمی را در به انجام رسانیدن اهداف جهاد مردم افغانستان بازی کند و تبدیل به طرف اصلی شود. مارشال افغانستان در چارچوب اهداف و طرحهای این شورا تلاشهای زیادی به خرج داد تا این که مجاهدین به پیروزی رسیده و وارد کابل شدند.
مارشال محمدقسیم فهیم به عنوان وزیر امنیت ملی همچنان مسوول دفاع از کابل بود و با شجاعت و متانتی که داشتند، توانستند از عهدۀ مسوولیتها موفق به در شوند. در امر بسیج مردم به حمایت از دولت و هم در زمینۀ وساطت احزاب به حمایت از دولت و هم در ایجاد هماهنگی میان فرماندهان برای دفاع از دولت نقش بسیار اساسییی داشتند.
مارشال محمدقسیم فهیم در دوران عقبنشینی از کابل و ایجاد جبهۀ متحد در چارچوب دولت اسلامی افغانستان و در قلمرو جبهۀ مقاومت یکی از چهرههای برجسته و مطرح بود. در زمانی که آمرصاحب هم حیات بودند، مارشال صاحب جایگاه خود را داشت، هر جایی که حضور آمرصاحب نمیبود، مارشال صاحب حضور میداشت و هر زمانی که آمرصاحب مشغول انجام کاری میبودند، همه میگفتند خوب است که فهیم صاحب است. همه نقش او را ارزنده میخواندیم.
پس از شهادت قهرمان ملی افغانستان معلوم بود که او جانشین نداشت، اما شخصیت خیلی خلاق و کسی که در افکار عمومی خیلی مطرح بود، مارشال صاحب بود. در شمال و در جنوب هندوکش از داکتر ابراهیم ملکزاده در غور تا حاجی حضرتعلی در مشرقی، وقتی آمرصاحب را پیدا نمیکردند، به مارشال صاحب تماس و اخذ هدایت میکردند. مارشال فهیم با وصف این که زیر قیادت آمرصاحب هیچ کاری را بدون او انجام نمیداد، همان کرکتر اخلاقییی که شهید احمدشاه مسعود مسوول و رهبر بود، اما مارشال همانقدر بالای خود مطمین بود و اطمینان نفسی داشت که داشت و دستوری را که میداد، میدانست که آمرصاحب از آن حمایت میکند. چنانی که ما دیدیم در هر موردی که مارشال فهیم اقدام میکرد، مورد تایید و حمایت شهید احمدشاه مسعود میبود.
زمانی که آمرصاحب به شهادت میرسد، یگانه گزینهیی را که رییسجمهور دولت اسلامی افغانستان شهید پروفیسور استاد برهانالدین ربانی تشخیص دادند، تنها کسی که میتواند ناهنجاریهای جنگ را تنظیم و فضای اعتماد را به دوام مقاومت ایجاد کند، فهیمخان است. با همین درک و تشخیص و ذهن خواندن فرماندهان در گوشه و کنار افغانستان و رایزنیها همه با اتفاق آرا به شمول شخصیتهای سیاسی و نظامی در بستر مقاومت رای موافق داشتند و رهبری دولت در فرمانی جانشینی آمرصاحب را عهدهدار شدند. ایشان به لحاظ حقوقی و جایگاه معنوییی که در میان مردم داشتند و با سینۀ فراخ با همه برخورد میکردند، به چنین جایگاهی رسیدند.
با آمدن صفحۀ نو در افغانستان، مارشال فهیم علیرغم نگاه جامعۀ جهانی و قدرتهای منطقهیی ایشان خود را به عنوان شخص مسوول ملزم دانستند، دستور دادند تا تمام قوتها و قطعات نظامی وارد کابل شوند تا پایتخت افغانستان از دزدی، غارت و انتقامجویی مصون بماند. ایشان به عنوان یک دولت مسوول این دستور را دادند و مجدداً وارد کابل شدند. این باعث شده تا زمینه برای گفتوگوهای سیاسی مساعد گردد. بر این اساس، دورۀ سازندهگی آغاز گردید.
در اینجا شاخصههای شخصیتی مارشال محمدقسیم فهیم را در چهار بُعد و به اختصار مرور میکنیم:
1-شخصیت کلان معنوی: او شخصیت مومن بود. متوکل و نمازخوان و عبادتگر بود. انسان بسیار با وجدان و خیلی با اخلاق بود. هیچ شاهدی مبنی بر رذایل اخلاقی از او چه در دوران جوانی و پس از آن وجود ندارد.
2-جوانمرد و بخششگر: مارشال محمدقسیم فهیم از نظر سیاسی از هیچکسی در برابرش دشمنی سیاسی داشت، انتقامجویی نمیکرد؛ همیشه بخششگر بود و با لبخند آغوشش باز بود و میگفت حتمن اشتباهی صورت گرفته و یا فتنهانگیزیی موجود بوده و باید از آن گذشت. همیشه در خیر و شر مردم دست سخاوت داشت.
3-شجاع بود: او در دوران جهاد هم شجاعت بلند داشت. اقدام میکرد و هیچ تزلزلی در ارادهاش وجود نداشت. چیزی را که تشخیص میداد خوب است و توافق چند تن را میگرفت، آن را عملی میکرد. او در کودتای 11 جدی در زمان حکومت اسلامی که به عنوان وزیر امنیت و فرمانده دفاع از کابل بود، با متانت و مردانگی و به لحاظ سیاسی و نظامی توانست آن کودتا را خنثا کند. پس از شهادت آمرصاحب هم دلش نلرزید، دلهره و ترس نداشت و کمال مردانگی امانتی را که یک مسوولیت بود، پذیرفت. در آن شرایط این مسوولیتپذیری یک امتیاز نبود.
4-سیاستمدارِ اخلاقگرا: مارشال محمدقسیم فهیم یک سیاستمدار اخلاقگرا بود و بر اساس عاطفه، اخلاق و دوستی رفتار میکرد نه بر اساس رفتار منفعتجویانه. مارشال افغانستان در سیاست خود با کسی تبعیض نداشت همیشه با مردم خودمانی تعامل میکرد.
من با مارشال محمدقسیم فهیم خاطرات زیادی دارم که در اینجا به عنوان نمونه یکی از آن خاطرات را بازگو میکنم. پس از پیروزی مجدد که ما در وزارت دفاع بودیم و مارشال صاحب در کنار معاونیت ریاستجمهوری مسوولیت وزارت دفاع را به عهده داشت، تاکیدشان روی این بود که باید همپذیری داشته باشیم. میگفت افغانستان کشور ما است و در گذشته تحولاتی بسیار عجیبی بر آن گذشته و بازیهای کلان دیگری قرار است بر آن تحمیل شود و ما به تنهایی نمیتوانیم به آن رسیدهگی کنیم. ایجاب میکند تا نسل جدید را مطابق به وضعیت دوران خودشان آماده سازیم و مردم ما به لحاظ سیاسی، نظامی، فرهنگی و اقتصادی در همه بخشها سهم داشته باشند.
یک خاطرۀ دیگر با ایشان را در زمان مقاومت بازگو میکنم. در سال 1376 هجری خورشیدی با شماری از فرماندهان به شمول زندهیاد گدا محمد خالد، زندهیاد عبدالمومن شابه، شهید بهلول بهیج، قوماندان میرزا رحیم و انجنیر واصل صحبت میکردیم که مارشال صاحب آمد و گفت که باید به آمرصاحب پیشنهاد کنیم تا زمینۀ آموزش شماری از کدرها و جوانان ما را در یکی از کشورهایی که با ما رابطه دارد، فراهم کند چون نسل ما آرامآرام کهنسال میشوند و برای ادارۀ مملکت در پس از پیروزی باید کدرهای اداری داشته باشیم و همانند دوران پس از سقوط رژیم نجیبالله نیروهای ما تنها در بخشهای نظامی مشغول نباشند. زمانی که آمرصاحب تشریف آورند، مارشال محمدقسیم فهیم با صراحت این موضوع را مطرح کرد و گفت با محاسبۀ کمبودهای خود باید به آن رسیدهگی کنیم. شهید احمدشاه مسعود قبول کرد و چند سال بعد بر اساس همین طرح با یکی از کشورها تفاهم صورت گرفت.
در اینجا من صحبتهای خود را به پایان میبرم و از همه خواهران و برادرانی که حضور دارند و این برنامه را برگزار کردهاند، سپاسگزارم.