دسته‌ها
Anniversaries

مردم‌شناسی و وطن‌شناسی‌ مارشال افغانستان او را در پیشگاه تاریخ و ملتش برائت می‌دهد

میرزا محمد یارمند-معین پیشین وزارت داخله

انجمن دانشگاهیان افغانستان برای برگزاری این برنامه تشکر می‌کنم و به فامیل معظم مارشال صاحب فقید تسلیت عرض  می‌دارم.
شناخت من با مارشال محمدقسیم فهیم به دوره‌ی مقاومت بر میگردد که ایشان در کشم تشریف آوردند؛ من هم آنجا بودم و با هم آشنا شدیم. این آشنا بعداً ادامه یافت و من با ایشان سفرهای زیادی داشتم و از نزدیک با ایشان کار کردم و دریافتم که مارشال محمدقسیم فهیم مردم‌شناس بودند.‌ ایشان طرف‌دار وحدت افغانستان بودند. مولاناگرا و جوان‌مرد بودند.
در جنگ آدم نترس بودند و با تدبیر می‌رزمیدند. کارنامه‌های خوبی را ایشان در مدتی که در جریان مقاومت بودند، به‌جا گذاشتند. پس از این که حادثه‌ی شهادت قهرمان ملی کشور پیش آمد، ایشان بسیار با خون‌سردی و مدیریت خوب کاروان مجاهدین و مقاومت‌گران را که در پراکندگی جمعی قرار گرفته بودند، امید و سمت‌وسو داده تا به پیروزی رساندند. مشترکاً با مشورت شهید استاد برهان‌الدین ربانی، رییس‌جمهور کشور تصمیم بر آن گرفته تا شمال کشور تا کابل پاک‌سازی شود و زمینه برای تاسیس دولت جدید آماده شود.
خاطره‌یی من دارم مربوط به قانون شناس‌نامه‌های الکترونیکی می‌شود. من چندین قانونی که در سطح دنیا در این زمینه وجود دارد را خواندم و در نهایت، مسوده ی قانون تذکره‌های الکترونیک را تهیه کردم. من رییس کمیته‌ی تذکره‌ی الکترونیکی بودم. زمانی که این مسوده به شورای وزیران برده شده، نظریات اختلافی به میان آمد. در آن مسوده آمده بود که بحث قوم در روی تذکره ذکر نشود، اما در چپی که در تذکره وجود دارد، قوم ذکر شود که این یک استندرد قبول شده در تمام جهان می‌باشد. در آن نشست یک‌شماری که لازم نیست نام‌شان گرفته شود، موضوعات دیگری را مطرح کردند، اما مارشال محمدقسیم فهیم موضع بسیار جسورانه گرفت؛ چون تقابل رُخ داد من فوراً استعفای خود را نوشتم و به جناب حامد کرزی تقدیم کردم، اما ورق را جناب مارشال صاحب از پیش روی کرزی صاحب گرفته و پس از مطالعه در جیب خود گذاشتند. وقتی که بیرون شدیم گفت که من ترا تا این سرحد از خود گذر فکر نمی‌کردم.
مارشال محمدقسیم فهیم یکی از مردهای بسیار با عزت این وطن بود. متخصص علم سیاست نبود و از کدام دانشگاهی در این زمینه فارغ نشده بود، اما مردم‌شناسی، جامعه‌شناسی و وطن‌شناسی‌اش او را در پیشگاه تاریخ و ملتش برائت می‌دهد.
در پایان بار دیگر من روح شان را شاد می خواهم و خداوند(ج) ایشان را قرین رحمت خود داشته باشند.