دسته‌ها
مقالات

بازخوانی کارنامه‌ی سیاسی و تاریخی مارشال افغانستان در آیینه‌ی دوازدهمین سالروز رحلت

الیاس کامیاب-دانشجوی کارشناسی ارشد در علوم سیاسی

مارشال محمدقسیم فهیم از چهره‌های برجسته‌ی نظامی ـ سیاسی افغانستان در نیم‌قرن اخیر به شمار می‌رود که نقش ایشام در تحولات جهاد ضد اشغال شوروی، مقاومت ضد طالبان و سپس در روند دولت‌سازی پس از ۲۰۰۱، جایگاه ویژه‌یی در تاریخ معاصر کشور دارد. این مقاله می‌کوشد با رویکردی تحلیلی، ضمن تبیین ویژگی‌های شخصیتی و سیاسی ایشان، سهم و تأثیرگذاری وی را در ساختار قدرت نوین افغانستان مورد بررسی قرار دهد.

پیشینه‌ی مبارزاتی و تداوم نقش تاریخی

مارشال فهیم یکی از اعضای نهضت اسلامی افغانستان بود که از بدو تجاوز اتحاد شوروی به کشور، در صفوف مجاهدین حضور فعال داشت و به‌تدریج به یکی از چهره‌های اثرگذار در ساختار نظامی جهاد بدل شد. پس از شهادت احمدشاه مسعود، او در چارچوب جبهه‌ی مقاومت، مسوولیت‌های سنگین رهبری نظامی و سازمان‌دهی نیروها را عهده‌دار گردید. در دوره‌ی حاکمیت طالبان، نقش مارشال فهیم در حفظ انسجام نیروهای مقاومت و جلوگیری از فروپاشی کامل ساختارهای ضدطالبان، برجسته و تعیین‌کننده بود.

این سابقه‌ی طولانی مبارزاتی، سرمایه‌ی سیاسی و اجتماعی مهمی را برای او در دوره‌ی پساطالبان فراهم ساخت و جایگاهش را در معادلات قدرت تثبیت نمود.

نقش در گذار سیاسی و شکل‌گیری نظم جدید در افغانستان

پس از سقوط رژیم گروه طالبان در سال ۲۰۰۱ میلادی و شکل‌گیری ساختار سیاسی جدید بر بنیاد توافقات بین‌المللی، مارشال فهیم به عنوان یکی از چهره‌های کلیدی نیروهای ضدطالبان، وارد ساختار رسمی قدرت گردید. حضور او در سطوح عالی دولت انتقالی و سپس دولت منتخب، بیانگر نقش محوری‌اش در مرحله‌ی گذار از جنگ به دولت‌سازی بود.

در این مرحله، یکی از چالش‌های اساسی، ادغام نیروهای متنوع جهادی و مقاومت در قالب نهادهای رسمی امنیتی و دفاعی ملی بود. مارشال افغانستان با توجه به پیشینه‌ی نظامی و نفوذ گسترده در میان فرماندهان جهادی و مقاومت‌گر، در مدیریت این روند نقش برجسته ایفا کرد. هرچند این روند با پیچیدگی‌ها و انتقادهایی همراه بود، اما بدون حضور چهره‌هایی چون او، امکان مهار تنش‌های بالقوه میان گروه‌های مسلح دشوارتر می‌نمود.

نقش در توازن‌بخشی قدرت
یکی از ابعاد مهم نقش سیاسی مارشال افغانستان در ساختار پس از ۲۰۰۱، ایجاد توازن در میان نیروهای متنوع قومی، سیاسی و جهادی و مقاومت‌گر بود. ساختار جدید قدرت در افغانستان مبتنی بر ائتلافی شکننده از گروه‌های مختلف بود که هرگونه حذف یا نادیده‌گرفتن یکی از بازیگران اصلی می‌توانست به بی‌ثباتی گسترده بینجامد.

در چنین فضایی، حضور مارشال فهیم در رأس هرم قدرت، به‌ویژه در حوزه‌های امنیتی، عاملی برای اطمینان‌بخشی به بدنه مجاهدین و مقاومت‌گران تلقی می‌شد. او به عنوان نماینده بخش مهمی از نیروهای جهادی، نقش واسطه میان دولت مرکزی و شبکه‌های سنتی قدرت را ایفا می‌کرد و از این رهگذر، به ثبات نسبی نظام نوپا کمک می‌نمود.

سهم در نهادینه‌سازی ساختارهای امنیتی

یکی از مهم‌ترین عرصه‌های تأثیرگذاری مارشال فهیم، حوزه‌ی دفاعی، امنیتی و نظامی بود. در شرایطی که افغانستان از جنگی طولانی بیرون آمده و فاقد یک اردوی ملی منسجم بود، ایجاد ساختارهای دفاعی جدید اهمیت حیاتی داشت. ایشان با استفاده از تجربه‌ی نظامی و شناخت میدانی از ساختارهای قدرت محلی، در روند شکل‌دهی و تقویت نهادهای امنیتی نقش‌آفرینی کرد.

هرچند روند دولت‌سازی در افغانستان با چالش‌های ساختاری، فساد اداری و رقابت‌های سیاسی مواجه بود، اما نقش شخصیت‌هایی چون مارشال فهیم در جلوگیری از خلأ قدرت و فروغلتیدن کشور به جنگ‌های داخلی جدید، قابل تأمل و ارزیابی است.

ویژگی‌های شخصیتی و رهبری سیاسی

از منظر جامعه‌شناسی سیاسی، مارشال افغانستان را می‌توان نمونه‌یی از «رهبران برخاسته از میدان جنگ» دانست که در مرحله‌ی گذار به دولت‌سازی، تلاش کردند میان مشروعیت مبارزاتی و اقتدار قانونی پیوند برقرار کنند. ویژگی‌هایی چون استقامت در بحران، وفاداری به هم‌رزمان، روحیه مشورت‌پذیری و در عین حال قاطعیت در تصمیم‌گیری، از مؤلفه‌های برجسته شخصیت او به شمار می‌رفت.

او افغانستان را متعلق به همه شهروندان می‌دانست و بر مشارکت فراگیر در ساختار سیاسی تأکید داشت. همین نگاه، سبب می‌شد که در بزنگاه‌های حساس، بر حفظ وحدت ملی و جلوگیری از تشدید شکاف‌های سیاسی تأکید ورزد.

ارزیابی تاریخی
ارزیابی کارنامه‌ی مارشال محمدقسیم فهیم، نیازمند درنظرگرفتن بستر پیچیده‌ی تاریخی افغانستان است؛ کشوری که در چهار دهه اخیر پیوسته در معرض جنگ، مداخله خارجی و بحران‌های ساختاری بوده است. در چنین زمینه‌یی، نقش او را می‌توان در سه سطح تحلیل کرد:
سطح مقاومت و دفاع ملی: حضور فعال در جهاد و مقاومت ضد طالبان؛
سطح انتقال سیاسی: ایفای نقش کلیدی در گذار از نظم جنگی به ساختار دولت؛
سطح ثبات‌سازی: کمک به ایجاد توازن در ساختار قدرت و جلوگیری از فروپاشی سیاسی در سال‌های نخست پساطالبان.

در نتیجه می‌توان گفت که دوازدهمین سالروز رحلت مارشال محمدقسیم فهیم، فرصتی برای بازاندیشی در نقش او به عنوان یکی از بازیگران اصلی تحولات نیم‌قرن اخیر افغانستان است. او از سنگر جهاد تا ساختار دولت، حضوری فعال و اثرگذار داشت و کوشید میان آرمان‌های مقاومت و مقتضیات دولت‌سازی پیوند برقرار سازد.

صرف‌نظر از دیدگاه‌های متفاوت درباره‌ی عملکرد سیاسی او، نمی‌توان انکار کرد که ایشان یکی از چهره‌های کلیدی در تثبیت نظم سیاسی پس از ۲۰۰۱ و در مدیریت مرحله گذار از جنگ به دولت در افغانستان بوده است. نام و کارنامه‌اش، بخشی جدایی‌ناپذیر از تاریخ سیاسی معاصر کشور باقی خواهد ماند.